|
|
نه!
کاری به کار عشق ندارم!
من هیچ چیز و هیچ کس را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار
چشم ندارد من را
یک روز خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوستر بداری
حتی اگر که یک نخ سیگار
یا زهر مار باشد
از تو دریغ میکند
پس
من با همه وجودم
خود را به مردن زدم
تا روزگار دیگر
کاری به من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
نا گفته می گذارم
تا روزگار بو نبرد
....
گفتم که
:: موضوعات مرتبط:
خاطره بازی ,
,
:: برچسبها:
مهران مافی ,
مهران ,
مافی ,
مهران مافی غلامزاده ,
:: بازدید از این مطلب : 449
|
امتیاز مطلب : 9
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : مهران مافی
ت : دو شنبه 14 اسفند 1392
|
|
|
|
|
|